آیا شما به چنین روزی فکر کرده اید ؟

مقدمه :

محرم ماه آزادگی ، ماه شهامت ، ماه رشادت ، و ماه درس آزادگی و شجاعت از حسین ابن علی علیه السلام و یارانشان که نشانه خلوص نیت و اخلاص عمل را به جهانیان نشان داده و در تاریخ به ثبت رسانده و مظلومیت فرزندان سرور سالار دین اسلام را در ستیز با تمامی مستکبران و ظلم ستیزان زمان را به نمایش گذاشته و چراغی روشن برای ما در راه سعادتمندی بجا گذاشتند      

حکایت کربلا و عاشورا حکایت اب نیست ، حکایت زندگیست ، حکایت مردانگی ، گذشت ، شهامت و رشادت و شهادت است و درس پایداری از اعتقادات و زنده نگاه داشتن دین خداست ...و مظلومیت فرزندان سرور سالار دین  را در ستیز با تمامی مستکبران و ظلم ستیزان زمان را به نمایش گذاشته  و در تاریخ بشریت ظلم آنان را بثبت رساندن که مایه ننگ آنان باشد ....

لسلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابداً ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لاجعله الله اخر العهد منی لزیارتکم...

آیا شما به چنین روزی فکر کرده اید ؟

بازی روزگار را نمی فهمم! ... و همه ما تنهاییـــم! داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند... انسان های بزرگ دو دل دارند؛دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و آشکار است... همه دوست دارند که به بهشت بروند،ولی کسی دوست ندارد که بمیرد ... دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد،پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم... اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است؛محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود. عشق در لحظه پدید می آید و دوست داشتن در امتداد زمان و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است..

انسان چیست ؟

شنبه:به دنیا می آید .  یکشـنبه: راه می رود .دوشنـبه: عاشــق می شود..ســه شـنبه: شکــست می خورد.چهارشنبه: ازدواج می کند.پنج شنبه: به بستر بیماری می افتد.جمعه: می میرد.. فرصت های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...

 آیا شما به چنین روزی فکر کرده اید ؟ این جمله زیبا و پرمعنا را پشت شیشه ماشینی نوشته بود خواندم ....ماشین بنز الگانسی که مخصوص حمل کسانی که فوت کرده اند به بهشت زهرا بود ...سفر آخرت از همین جا شروع می شود ...واقعا ...به چنین روزی فکر کرده ایم ؟

با توجه به مسائل روز جامعه و برخورد افراد با یکدیگر دوستان و بستگان واقعیتی که قابل رویت و لمس می باشد این است که اکثریت مردم این جامعه ادعای مسلمان بودن و مومنان واقعی بودن دارند .....ولی واقعا" واقعیت امر نیز همین است ؟

بنظر حقیر پاسخ منفی می باشد  و تعدادی از همین افراد به ظاهر مسلمان دو آتیشه  و مومن این حربه را سلاحی جهت پیشبرد اهداف زندگیشان  قرار داده اند و گاها" در بعضی اوقات حیوان درنده خوی می شوند در لباس انسانیت .......

اگر کاسبی نیست که دوست بفروشد ...

در عوض آنقدر دوستان کاسب هستند که تو را به پشیزی بفروشند!

درد است در بهار چنین زرد زیستن                هنگام مرد بودن نامرد زیستن

ما بدون اینکه کمی فکر کنیم و درست بی اندیشیم  که از کجا آمده ایم و به کجا میرویم و چه توشه ی همسفر و یاور ما  خواهد بود در جنگ زیستن در این دنیای جفاکار و فانی شرکت می کنیم . این جنگ می تواند جنگ قدرت ..جنگ مقام ...جنگ ثروت ...و یا غیره باشد . اینجا یاد وصیت نامه اسکندر مقدونی افتادم که به فرزندش وصیت کرد که هنگام حمل جنازه اش دستانش را از تابوت بیرون گذارند تا همه ببینند و بدانند که با دستان خالی از این دنیا رفته و هیچ اندوخته ای  از دنیا بهمراه خود ندارد .....

چرا پس ما اینطور هستیم ...چرا ...چرا .....چرا .......

چرا سرگذشت و زندگی گذشتگان  را می خوانیم  و باور داریم ولی روشنگر افکارمان نیست ؟

این دنیا به شاه مردان امیر المومنین علی علیه السلام وفا نکرد و بدست کسی که ادعای قویترین ایمان را داشت و نماز شبش ترک نمی شد به شهادت رسید و این دنیا را ترک کرد .

این دنیا به اسکندر و یا امثال او که احساس قدرتمندی می کردند نیز وفا نکرد مگر ندیدید چطور همگی آنان از بین رفتند و فقط از خود نامی بجا گذاشتند که آن نیز در افکار عمومی جهان یادی به بدی بجا گذاشتند .

این دنیا به قارون و امثال او که احساس ثروتنمدترین انسانها ی جهان  را داشتند  نیز وفا نکرد و همگی دیدیم که ثروت و سرمایه دنیا نیز بدرد هیچکس  نخورد و همه از بین رفت و همگی با دستانی خالی به این سفر رفتند .

چطور این همه را می دانیم و شاید هر روز در این موارد می شنویم و شاید هم گاها آنان را نکوهش هم بکنیم .ولی وقت عمل میرسد درست عینا همانند آنان عمل میکنیم  و همه چیز را فراموش میکنیم .

چرا اینقدر بین حرف و عمل ما فاصله است ؟

تا بکجا می خواهیم به این شکل زندگی کنیم و چشمانمان را بروی حقیقت جهان ببندیم و نپذیریم که روزی ما هم به این سفر خواهیم رفت و فقط دفتر اعمالمان همراه ما است و لاغیر نه همسر ..نه فرزند..نه مقام ...نه ثروت...نه قدرت...نه شهرت ....

بنظر حقیر اگر در این دنیا و در طول زندگی سختی می کشید و با رنج مشقت دوران زندگی را سپری می کنید حتما حکمتی داشته و خیریتی است  و حکمت الهی چنین است و می تواند امتحانات الهی باشد که آیا در سخت ترین لحظات که با مشکلات درگیر هستی نیز به یاد خدا و آخرت هستی و ایمان و تقوایت تضعیف نمیشود  ؟

اگر خواست پروردگار این چنین قرار بگیرد که صاحب قدرت و یا ثروتی بشویم مطمئنا" این یک امانت از طرف خداوند متعال می باشد و این نیز یک امتحان الهی است  که آیا وقتی قدرتمند شدی بفکر دستگیری از زیر دستان و ضعیفان و کمک به دین خدا هستیم یا خیر و یا در این لحظات خدا را نیز فراموش میکنیم و به فکر افزایش قدرت بیشتر می جنگیم و هر ظلم و ستمی هم بتوانیم برای رسیدن به اهدافمان انجام میدهیم ؟

و اگر تقدیر پروردگار این چنین قرار گیرد  ثروتی و یا سرمایه ی در اختیارمان قرار گیرد مطمئنا" آن نیر امانتی است و هم یک امتحان از طرف پروردگار متعال ، زیرا ما انسانها هر وقت وضعیت مالی خوبی نداشته باشیــم و یا انواع گرفتاریــها را داشته باشیم  هر روز شب دعـــا میکنیم در خانه خــدا بسـط می نشینیم و قول قرارهای آنجنانی با پروردگار میگذاریم اگر من ثروتمند بودم و یا می شدم به تمام مردم و محتاجان و مستمندان  و در کل به آنانی که نیازمند کمک هستند یاری میرسانیم و دست همه را می گیریم  و یا عهد می بندیم که نمی گذاریم دیگر در این شهر فقیر باقی بماند .....ولی در اصل همه اینها شعار است نه عمل و  درست زمان عمل نمودن به وعده ها همه چیز یادمان میرود و تمامی رنج دیگران و همان کسانی که داد بی کسی و نداریشان را میزدیم  فرا موش میکنیم .

به همین دلیل است که خداوند متعال دانا و بخشنده میباشد و بخاطر همان خصلت اصلی مان که روزی معینی برای بندگانش قرار میدهد ....بنظر من خداوند خودش بنده هاش را بخوبی می شناسد  و اصرار ما برای داشتن بعضی از نعمت ها گاها باعث منحرف شدن ما میشود .

در ماه محرم هستیم و همه جا سیاه پوش شده است و مراسم عزاداری حسین ابن علی(ع) همه جا برقرار است بیایید کمی به اهداف سالار شهیدان  و دلیل به شهادت رسیدن و پیام او بی اندیشیم و بیایید تا زمان باقی مانده است از اعمال و رفتار ناپسندانه خود دست برداریم و در راه راست و انسان دوستانه و خدا پسندانه زندگی کنیم که هم خود سعادتمند شویم و هم  جامعه و نام مبین اسلام را به بدنامی نکشانیم ....یادتان نرود سید الشهدا چه فرمودند :

اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید ؟

آیا درک میکنیم معنای واقعی آزاده و آزادگی چیست ؟

آزادی و آزادگی

آزادگی به معنای رهایی عقل و جان آدمی از زندان نفس و شهوت و گام برداشتن در وادی عشق و حیرت است. آزادی موهبتی الهی است که هر آفریده ای به تناسب مرتبه وجودای اش از آن بهره مند است و در این میان، تنها انسان است که سرنوشت خویش را به مدد اختیار که خداوند عطایش کرده است، می سازد و چون نیک انتخاب کند، در راه مستقیم به سوی کمال حرکت خواهد کرد. این آزادی درونی، پله اول نردبان کمال و مقدمه ای برای رسیدن به درجات بالای آزادی، یعنی آزادگی نفس است. آزادگی در اوج ارزش های انسانی قرار دارد و آدمی را از خوی پست حیـــوانی به بلنـــدای معرفـــت و معـنویت و از خاک به افلاک می رساند.

آزادگی از بزرگترین صفات انسانی است، چرا که یکی از امتیازات انسان بر حیوانات این است که حیوان در مقابل پر شدن شکم و شهوت خود، ذلّت را تحمّل می‌کند و برای او مهّم نیست که از چه راهی و از چه شخصی و با چه کیفیتی به او غذا دهند. ولی این انسان است که برای او آبرو و شرافت و آزادگی بیش از شکم و شهوت ارزش دارد، و هرگز برای بدست آوردن هیچ امتیاز مادی نباید حیثیت انسانی خود را لکه دار کند.

آزادگی یعنی: آبرو و شرافت نفس را در مقابل ناکسان و هوسهای نفسانی نگاه داشتن و تن به ذلّت ندادن.

آزادی، به معنای رهایی تن از اسارت و نیز خلاصی از تنگناهای زندگی است. به تعبیری دیگر، رهایی مرغ جان از قفس جبر و سپس پر گشودن در آسمان اختیارو در نتیجه انتخاب آگاهانه مسیر حق و یا ضلالت خویش است.

میدانم ، ای خدا ، میدانم، که برای عشق، زیستن، وبرای زیبایی و خیر ، مطلق بودن، چگونه آدمی را به "مطلق میبرد"، چگونه اخلاص، این وجود نسبی را، این موجود حقیر را که مجموعه ای از احتیاج ها است و ضعفها و انتظارها، مطلق میکند ...در برابر بیشمار جاذبه ها و دعوت ها و ضررها و خطرها و ترس ها و وسوسه ها و توسل ها و تقرب ها و تکیه گاهها و امیدها و توفیق ها و شکست ها و شادی ها و غمهای همه که پیرامون وجود ما را احاطه کرده اند و دمادم ما را بر خود میلرزانند، و همچون انبوهی از گرگ ها و روباه ها و کرکس ها و کرم ها ، بر مردار" بودن" ما ریخته اند،

با یک" خودخواهی عظیم انقلابی"، که معجزه ی ذکر است و زاده ی کشف بندگی فروتنانه ی خویشتن خدایی انسان است ناگهان عصیان می کند، عصیانی که با "انتخاب تسلیم مطلق به حقیقت مطلق"فرا می رسد و از عمق فطرت شعله میکشد و سپس با تیغ بوداوار بی نیازی و بی پیوندی و تنهایی ،"مجرد" میشود و آنگاه ،از بودا فراتر می رود، وبا دو تازیانه ی "نداشتن" و "نخواستن"،همه ی آن جانوران آدمخوار را از پیرامون "انسان بودن" خویش ،میتاراند،و آنگاه،....آزاد،سبکبار،غسل کرده و طاهر، پاک و پارسا،"خود شده" و "مجرد"و"رستگار"،انسان شده و بی نیاز،...به بلند ترین قله ی رفیع معراج "تنهایی" میرسد و آنجا ، همه ی "من" های دروغین و زشت را، که گوری است بر جنازه ی شهید آن "من"زیبا و خوب ، که همیشه در آن مدفون است و از چشم خویشتن نیز مجهول و از یاد خویشتن نیز فراموش فرو میریزد،...با "ذکر"، با "جهاد بزرگ"، و با "مردن پیش از مرگ از درون" ، هجرت آغاز می کند ، هجرت از "آنکه هست "، به سوی "آنکه باید باشد.

 

 

اگر دروغ رنگ داشت ؛

هر روز شاید ؛ ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه می بست

و بیرنگی کمیاب ترین چیزها بود

اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت؛

عاشقان سکوت شب را ویران میکردند.

اگر به راستی خواستن توانستن بود ؛

محال نبود وصال !

و عاشقان که همیشه خواهانند؛

هم  اگر گناه وزن داشت ؛

هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد ؛

تو از کوله بار سنگین خویش ناله میکردی ...

و من شاید ؛ کمر شکسته ترین بودم.

اگر غرور نبود ؛

چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمیگفتند ؛

و ما کلام محبت را در میان نگاههای گهگاهمان

جستجو نمیکردیم

اگر دیوار نبود ؛ نزدیک تر بودیم ؛

با اولین خمیازه به خواب میرفتیم

و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان حبس نمیکردیم

یشه میتوانستند تنها نباشند

اگر خواب حقیقت داشت ؛

همیشه خواب بودیم

هیچ رنجی بدون گنج نبود ... ولی گنج ها شاید

بدون رنج بودند

اگر همه ثروت داشتند ؛

دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند

و یکنفر در کنار خیابان خواب گندم نمیدید ؛

تا دیگران از سر جوانمردی ؛

بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند

اما بی گمان صفا و سادگی میمرد ....

اگر همه ثروت داشتند

اگر مرگ نبود ؛

همه کافر بودند ؛

و زندگی بی ارزشترین کالا یود

ترس نبود ؛ زیبایی نبود ؛ و خوبی هم شاید

اگر عشق نبود ؛

به کدامین بهانه میگریستیم و میخندیدیم؟

کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟

و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب میاوردیم؟

اری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم ....

اگر عشق نبود…..اگر کینه نبود؛

قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند

اگر خداوند ؛

یک روز آرزوی انسان را برآورده میکرد

من بی گمان

دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز

هرگز ندیدن مرا

آنگاه نمیدانم براستی خداوند کدامیک را می پذیرفت

 

آرزوی توفیق ، سربلندی و سعادتمندی برای تمامی دوستان عزیز  و گرامی را دارم ....در پناه حق باشید هر کجا باشید خدا با شما ست... .التماس دعا

/ 754 نظر / 131 بازدید
نمایش نظرات قبلی
khatereh

نام حسین(علیه السلام) را مشعل راهمان می کنیم تا در بیراهه های پرپیچ و خم گمراهی، گم نشویم. سلام به روزم خوشحال میشم سر بزنید یا حق

ُ•.¸بهاره ¸.•ُ قصــرعشـــق

سلام دوست عزيز [گل] قصرعشق با يکي ديگر از متنهايم " رویای تو و من " به روز شد... منتظر حضورت هستم [گل] **** گممـــ نکنـــــ ! قول میدهمـــ گوشهـــ دلتـــ آرامــ بنشــینمــ فقطــ بگذار بمانمـــ

ُ•.¸بهاره ¸.•ُ قصــرعشـــق

سلام دوست عزيز [گل] قصرعشق با يکي ديگر از متنهايم " رویای تو و من " به روز شد... منتظر حضورت هستم [گل] **** گممـــ نکنـــــ ! قول میدهمـــ گوشهـــ دلتـــ آرامــ بنشــینمــ فقطــ بگذار بمانمـــ

khatereh

نتیجه زندگی ، چیزهایی نیست که جمع میکنیم بلکه قلبهایی است که جذب میکنیم

khatereh

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید (کورش کبیر)

ُ•.¸بهاره ¸.•ُ قصــرعشـــق

سلام دوست عزيز [گل] قصرعشق با يکي ديگر از متنهايم " عشق دروغي " به روز شد... منتظر حضورت هستم [گل] **** گاهي وقتا لازمه يه گوشه لم بدي خاطراتتو مرور کني و با خودت بگي : من چطوري تحمل اين همه درد رو داشتم ؟!

زهره

سلام مطلب خوب وجامعی بود تشکر از شما منتظر نظرات سازندتون هستم موفق باشید

زهره

سلام مطلب خوب وجامعی بود تشکر از شما منتظر نظرات سازندتون هستم موفق باشید

منتظر

بسم الله الرحمن الرحیم [گل] اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم [گل] با سلام و احترام[گل] امام کاظم(ع): « لَو كانَ فيكُم عِدَّةُ أهلِ بَدرٍ لَقامَ قائِمُنا » اگر به تعداد اهل بدر [مؤمن كامل] در ميان شما بود ، قائم(عج) ما قيام میكرد. !! ( مشكاة الأنوار - ص63 ؛ میزان الحکمة ج 1 ص 398 ، ح 1319 ) آیا تاسف بار تر از این ، موضوعی در دینداری ما میتواند وجود داشته باشد ؟؟[خجالت] آیا این همه « یابن الحسن ، یابن الحسن » گفتن حقیر ، لقلقه زبان است ؟؟[خجالت] آیا به راستی نمی شود اشکالات موجود در دینداری خود را بر طرف کنیم ؟؟[خجالت] و هزاران آیای دیگر ........ ؟؟؟ !!! خواهران و برادران ایمانیم ، خداوند حکیم شاهد است که امروز ، از هر زمان دیگر به زمان فرج و ظهور منجی عالم بشریت ، حضرت مهـدی منتظر (عج) نزدیک تریم بیائید دست در دست هم ، قدمی محکم و تاثیر گذار برداریم و به مولایمـان عرض کنیم « السلام علیک یا اباصالح المهدی » آقا بیا ... مهدی بیا ... به خداوند عزیز آماده جانفشانی در رکابتان هستیم ، بنفسی انت ، متی ترانا و نراک ...[گریه]

ُ•.¸بهاره ¸.•ُ قصــرعشـــق

برایمــ در ردیفــ کســانی هســتی که به قول نیمــا یوشــیج "یادتـــــ روشنمـــ می دارد " @ ... @ ... @ سلام مهربان [گل] .. قصرعشق با یکی دیگر از نوشته هایم " حرفهای کوتاه دل " به روز شد .. منتظر حضورت هستم [لبخند]