با قلبی آکنده از عشق بسوی تو می آیم...مرا دریاب

 

ماه خدا ...ماه علی...

با قلبی آکنده از عشق بسوی تو می آیم...مرا دریاب

ماه مبارک رمضان ماه خدا ، ماه رحمت و مغفرت ، ماه نزول قرآن ، ماه دعا و استغفار، ماه کسب تقوا و فضایل انسانی ، ماه آشنایی با کتاب آسمانی وماه شهادت شاه مردان مولای متقیان حضرت علی ابن ابی طالب (ع) و ماه توبه  و انابه است .

 اگر انسانها در راه رشد و تعالی خود و در راه عبادت خداوند سبحان که هد ف آفرینش انسان است ، وجود خود را پیراسته از گناه کنند و تقو ا و خداشناسی را برای همیشه در وجود خود زنده نمایند ، سعادت و عزت دنیا و آخرت را بدست آورده اند .

روزه در ماه مبارک جزء ارکان دین میباشد ، شخص روزه دار نه تنها از خوردن و آشامیدن و نیز از مفطراتی که بیان شده است باید امساک کند ، بلکه روزه واقعی این است که تمام اعضا و جوارح او امساک داشته باشند .

پیامبر اکرم ( ص) فرمود : هر مومنی که برای رضای خدا در ماه رمضان روزه بگیرد ، خداوند هفت چیز را به او ارزانی میکند .....

آنچه را که از حرام بریدن او روییده است ذوب می کند .

به رحمت خدا وند میرسد .

کفاره گناه پدرش حضرت آدم (ع) را می پردازد .

سکرات مرگ بر او آسان میشود .

از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان می ماند ، خداوند او را از آتش جهنم می رهاند ، او را از نعمتهای بهشت بهرمند می سازد .

در این مجلس میزبان به میهمانان خود ارزش داده و آنها را از اهل احسان و بخشش قرار داده و نهایت احترام را نسبت به آنها قائل شده است  . در حقیقت میهمانان در این ماه هرچه از خدا طلب کنند ، مورد قبول او واقع میشود و میزبان با فضل و کرامتی که دارد ، تمام خواسته بندگانش را مورد اجابت قرار میدهد .....

بشرط آنکه خدا را با نیت درست و قلب پاک بخوانند ، در هر عملی نیت لازم است و در نیت اخلاص شرط میباشد . که اعتقاد به معاد و قیامت و اینکه ماورای این دنیا فانی ، یک جهان باقی وجود دارد . و به روز قیامت و روز حشر و نشر آگاه است .

برخیز ، بارانی شو ، پر از طراوت ، خیس شو از رنگ وضو ...سجاده ات را که پر از نرگسی ها کرده بودی ، باز کن ......صدای موذن را می شنوی ؟

انا انزالنا فی الیله القدر خیر من الف شهر ........

برخیز و به احترام میزبان ، قیام کن ، چنان بزرگی اش  را تکبیر بگو که " او " به بر داشتن چنین بنده ای به خود ببالد .....فراموش مکن آمده ای مهمانی ، محترم باش و احترام کن مقدسات را .......حالا میزبان به استقبالمان آمده ، نگاهمان که می کند ، زیباتر  می شویم ، آیینه شو...خودت را تماشا کن ، حالا آراسته تر از همیشه به مهمانی خدا آمده ای .....

تمام انسانها در زندگی خو د از فراز و نشیب برخوردارند و با مشکلات مختلفی مواجهند .افراد معمولا در برخورد با مشکل دچار ضعف و ناتوانی می گردند و سعی می کنند با کمک و راهنمایی درد آشنایان خود را از مهلکه نجات دهند و با یافتن " الگوها " در هر زمینه ای ، و سپس تبعیت از آن ، وظایف خویشتن را بخوبی  انجام دهند و مشکلات و دردهای خویش را تسکین بخشند . یکی از این اسوه ها پیامبراکرم ( ص ) است که قرآن مجید هم این حضرت را  به همین نام معرفی می فرماید . بجز رسول خدا ( ص ) اگر به دنبال " الگوی " دیگر و جانشین برای آن حضرت باشیم ، به پیشوای بزرگی  همچون مولای متقیان حضرت علی ( ع ) خواهیم رسید ، و چه زیباست که برای پذیرش اخلاق و رفتار حسنه ایشان ، زندگی پر فراز و نشیب و سراسر شگفتی آن حضرت را مرور کنیم .

 

زندگینامه حضرت علی(ع)

ولادت:

حضرت علی ( ع ) نخستین فرزند خانواده هاشمی است که پدر و مادر او هر دو فرزند هاشم اند . پدرش ابوطالب فرزند عبدالمطلب فرزند هاشم بن عبدمناف است و مادر او فاطمه دختر اسد فرزند هاشم بن عبدمناف می باشد . خاندان هاشمی از لحاخ فضائل اخلاقی و صفات عالیه انسانی در قبیله قریش و این طایفه در طوایف عرب ، زبانزد خاص و عام بوده است . فتوت ، مروت ، شجاعت و بسیاری از فضایل دیگر اختصاص به بنی هاشم داشته است . یک از این فضیلتها در مرتبه عالی در وجود مبارک حضرت علی ( ع ) موجود بوده است . فاطمه دختر اسد به هنگام درد زایمان راه مسجدالحرام را در پیش گرفت و خود را به دیوار کعبه نزدیک ساخت و چنین گفت : خداوندا ! به تو و پیامبران و کتابهایی که از طرف تو نازل شده اند و نیز به سخن جدم ابراهیم سازنده این خانه ایمان راسخ دارم . پرودگارا ! به پاس احترام کسی که این خانه را ساخت ، و به حق  کودکی که در رحم من است ، تولد این کودک را بر من آسان فرما ! لحظه ای نگذشت که دیوار جنوب شرقی کعبه در برابر دیدگان عباس بن عبدالمطلب و یزید بن تعف شکافته شد . فاطمه وارد کعبه شد ، و دیوار به هم پیوست . فاطمه تا سه روز در شریفترین مکان گیتی مهمان خدا بود . و نوزاد خویش را سه روز پس از سیزدهم رجب سی ام عام الفیل فاطمه را به دنیا آورد . دختر اسد از همان شکاف دیوار که دوباره گشوده شده بود بیرون آمد و گفت : پیامی از غیب شنیدم که نامش را علی بگذار .
حضرت علی ( ع ) تا سه سالگی نزد پدر و مادرش بسر برد و از آنجا که خداوند می خواست ایشان به کمالات بیشتری نائل آید ، پیامبر اکرم ( ص ) وی را از بدو تولد تحت تربیت غیر مستقیم خود قرار داد . تا آنکه ، خشکسالی عجیبی در مکه واقع شد . ابوطالب عموی پیامبر ، با چند فرزند با هزینه سنگین زندگی روبرو شد . رسول اکرم ( ص ) با مشورت عموی خود عباس توافق کردند که هر یک از آنان فرزندی از ابوطالب را به نزد خود ببرند تا گشایشی در کار ابوطالب باشد . عباس ، جعفر را و پیامبر ( ص ) ، علی ( ع( را به خانه خود بردند . به این طریق حضرت علی ( ع ) به طور کامل در کنار پیامبر قرار گرفت . علی آنچنان با پیامبر ( ص ) همراه بود ، حتی هرگاه پیامبر از شهر خارج می شد و به کوه و بیابان می رفت او را نیز همراه خود می برد . بعثت پیامبر ( ص ) و حضرت علی شکی نیست که سبقت در کارهای خیر نوعی امتیاز و فضیلت است . و خداوند در آیات بسیاری بندگانش را به انجام آنها ، و سبقت گرفتن بر یکدیگر دعوت فرموده است . از فضایل حضرت علی ( ع ) است که او نخستین فرد ایمان آورنده به پیامبر ( ص)باشند . ابن ابی الحدید در این باره می گوید : بدان که در میان اکابر و بزرگان و متکلمین گروه معتزله اختلافی نیست که علی بن ابیطالب نخستین فردی است که به اسلام ایمان آورده و پیامبر خدا را تایید کرده است .


امیر المومنین نخستین یاور پیامبر (ص)

پس از وحی خدا و برگزیده شدن حضرت محمد ( ص ) به پیامبری و سه سال دعوت مخفیانه ، سرانجام پیک وحی فرا رسید و فرمان دعوت همگانی داده شد . در این میان تنها حضرت علی ( ع ) مجری طرحهای پیامبر ( ص ) در دعوت الهیش و تنها همراه و دلسوز آن حضرت در ضیافتی بود که وی برای آشناکردن خویشاوندانش با اسلام و دعوتشان به دین خدا ترتیب داد . در همین ضیافت پیامبر ( ص ) از حاضران سوال کرد : چه کسی از شما مرا در این راه کمک می کند تا برادر و وصی و نماینده من در میان شما باشد ؟ فقط علی ( ع ) پاسخ داد : ای پیامبر خدا ! من تو را در این راه یاری می کنم پیامبر ( ص ) بعد از سه بار تکرار سؤوال و شنیدن همان جواب فرمود : ای خویشاوندان و بستگان من ، بدانید که علی ( ع ) برادر و وصی و خلیفه پس از من در میان شماست . از افتخارات دیگر حضرت علی این است که با شجاعت کامل برای خنثی کردن توطئه مشرکان مبنی بر قتل رسول خدا ( ص ) در بستر ایشان خوابید و زمینه هجرت پیامبر ( ص ) را آماده ساخت .



حضرت علی ( ع ) بعد از هجرت:

بعد از هجرت حضرت علی حضرت رسول اکرم به مدینه دو نمونه از فضایل آن حضرت را بیان می نمائیم :

1 - جانبازی و فداکاری در میدان جهاد : حضور وی در 26 غزوه از 27غزوه پیامبر اکرم و شرکت در سریه های مختلف از افتخارات و فضایل آن حضرت است .

2 - ضبط و کتابت وحی ( قرآن ) کتابت وحی و تنظیم بسیاری از اسناد تاریخی و سیاسی و نوشتن نامه های تبلیغی و دعوتی از کارهای حساس و پرارج علی  علیه السلام بود . ایشان آیات قرآن چه مکی و چه مدنی ، را ضبط می کرد . به همین علت است که وی را از کاتبان وحی و حافظان قرآن به شمار می آورند . در این دوران بود که پیامبر ( ص ) فرمان اخوت و برادری مسلمانان را صادر فرمود و با حضرت علی ( ع ) پیمان برادری و اخوت بست و به حضرت علی ( ع ) فرمود : تو برادر من در این جهان و سرای دیگر هستی . به خدایی که مرا به حق برانگیخته است ... تو را به برادری خود انتخاب می کنم ، اخوتی که دامنه آن هر دو جهان را فرا گیرد .

عمر و ابوبکر با مشورت با سعد معاذ رئیس قبیله اوس دریافتند جز علی ( ع ) کسی شایستگی زهرا ( س ) را ندارد . لذا هنگامی که علی ( ع ) در میان نخلهای باغ یکی از انصار مشغول آبیاری بود موضوع را با ایشان در میان نهادند و ایشان فرمود : دختر پیامبر ( ص ) مورد میل و علاقه من است . و به سوی خانه رسول به راه افتاد . وقتی به حضور رسول اکرم ( ص( رسید ، عظمت محضر پیامبر ( ص ) مانع از آن شد که سخنی بگوید ، تا اینکه رسول اکرم ( ص ) علت رجوع ایشان را جویا شد و حضرت علی ( ع ) با تکیه به فضایل و تقوا و سوابق درخشان خود در اسلام فرمود : آیا صلاح می دانید که فاطمه را در عقد من درآورید ؟

پس از موافقت حضرت زهرا ( س ) آن حضرت به دامادی رسول اکرم ( ص ) نائل آمدند .



غدیر خم:

پیامبر ( ص ) بعد از اتمام مراسم حج در آخرین سال عمر پربرکتش در راه برگشت در محلی به نام غدیرخم در نزدیکی جحفه دستور توقف داد ، زیرا پیک وحی فرمان داده بود که پیامبر ( ص ) باید رسالتش را به اتمام برساند . پس از نماز ظهر پیامبر ( ص ) بر بالای منبری از جهاز شتران رفت و فرمود : ای مردم ! نزدیک است که من دعوت حق را لبیک گویم و از میان شما بروم درباره من چه فکر می کنید ؟

مردم گفتند : گواهی می دهیم که تو آیین خدا را تبلیغ می کردی پیامبر فرمود : آیا شما گواهی نمی دهید که جز خدای یگانه ، خدایی نیست و محمد بنده خدا و پیامبر اوست ؟

مردم گفتند : آری ، گواهی می دهیم . سپس پیامبر ( ص ) دست حضرت علی ( ع ) را بالا گرفت و فرمود : ای مردم ! در نزد مؤمنان سزاوارتر از خودشان کیست ؟

مردم گفتند : خداوند و پیامبر او بهتر می دانند . سپس پیامبر فرموند : ای مردم ! هر کس من مولا و رهبر او هستم ، علی هم مولا و رهبر اوست . و این جمله را سه بار تکرار فرمودند . بعد مردم این انتخاب را به حضرت علی ( ع ) تبریک گفتند و با وی بیعت نمودند .



حضرت علی ( ع ) بعد از رحلت رسول اکرم ( ص)

پس از رحلت رسول اکرم ( ص ) به علت شرایط خاصی که بوجود آمده بود ، حضرت علی ( ع ) از صحنه اجتماع کناره گرفت و سکوت اختیار کرد. نه در جهادی شرکت می کرد و نه در اجتماع به طور رسمی سخن می گفت . شمشیر در نیام کرد و به وظایف فردی و سازندگی افراد می پرداخت . فعالیتهای امام در این دوران به طور خلاصه اینگونه است :

1 - عبادت خدا آنهم در شان حضرت علی ( ع )

 -٢ تفسیر قرآن و حل مسائل دینی و فتوای حکم حوادثی که در طول 23سال زندگی پیامبر ( ص ) مشابه نداشت .

3 - پاسخ به پرسشهای دانشمندان ملل و شهرهای دیگر .

4 - بیان حکم بسیاری از رویدادهای نوظهور که در اسلام سابقه نداشت.

5 -حل مسائل هنگامی که دستگاه خلافت در مسائل سیاسی و پاره ای از مشکلات با بن بست روبرو می شد .

6 - تربیت و پرورش گروهی که از ضمیر پاک و روح آماده ، برای سیر و سلوک برخوردار هستند .

7 - کار و کوشش برای تامین زندگی بسیاری از بینوایان و درماندگان تا آنجا که با دست خویش باغ احداث می کرد و قنات استخراج می نمود و سپس آنها را در راه خدا وقف می نمود .




شهادت امام علی ( ع)

بعد از جنگ نهروان و سرکوب خوارج برخی از خوارج از جمله عبدالرحمان بن ملجم مرادی ، و برک بن عبدالله تمیمی و عمروبن بکر تمیمی در یکی از شبها گرد هم آمدند و اوضاع آن روز و خونریزی ها و جنگهای داخلی را بررسی کردند و از نهروان و کشتگان خود یاد کردند و سرانجام به این نتیجه رسیدند که باعث این خونریزی و برادرکشی حضرت علی ( ع ) و معاویه و عمروعاص است . و اگر این سه نفر از میان برداشته شوند ، مسلمانان تکلیف خود را خواهنددانست . سپس با هم پیمان بستند که هر یک از آنان متعهد کشتن یکی از سه نفر گردد . ابن ملجم متعهد قتل امام علی ( ع ) شد و در شب نوزدهم ماه رمضان همراه چند نفر در مسجد کوفه نشستند . آن شب حضرت علی ( ع ) در خانه دخترش مهمان بودند و از واقعه صبح با خبر بودند ، وقتی موضوع را با دخترش در میان نهاد ، ام کلثوم گفت : فردا جعده را به مسجد بفرستید . حضرت علی) ع ) فرمود : از قضای الهی نمی توان گریخت . آنگاه کمربند خود را محکم بست و در حالی که این دو بیت را زمزمه می کرد عازم مسجد شد . کمر خود را برای مرگ محکم ببند ، زیرا مرگ تو را ملاقات خواهدکرد . و از مرگ ، آنگاه که به سرا

/ 612 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
كوچه باغ

سلام دوست عزيز . با غزلي از فاضل نظري به روزم و منتظر نظرات شما دوست عزيز . موفق باشيد و در پناه حق . پیراهن خیس ابر ، تن‌پوش من است صد باغ تبرخورده در آغوش من است این زندگی کبود ، این تلخ بنفش زخمیست که سال‌هاست بر دوش من است .

م ر ی م

اين جا و آن جا حالا تمام آن روزها روي دستمان مانده و هيچ كس آن خيابان را تا انتها نرفت!!! ......................................................... تولدی صورتی بر پاست [گل]

ashegh

سلام علیکم خدمت شما بزرگوار... سید ذاکرین را با معرفی شهیدی از شهدای کربلا (جابر بن حارث سلماني) بروز کردم ... منتظر حضور سبز و نظرات شما هستم ...[گل] فقط حیدر امیر المومنین است ...

محقق

عرض سلام و ادب خدمت شما عزیز بزرگوار ممنون از نظرات ارزشمندتان

بهاره

Sokoot mobham khod ra be del ja mikonad yek shab...doobare daftare sheram zaban va mikonad yek shab neshasteh sayeye eshgham be roye tak hajaye ((to))....va ba yade naboodanha delem ta mikonad yek shab سلام ممنونم از حضورت بازم بیا[لبخند][گل]

زادورا

سلام با تیکه کلام آپم منتظرم[گل]

خادم الرقیه

سلام از آشنایی با شما خوشحالم وب جالبی دارید در پناه حضرت مهدی التماس دعا [گل]

محمد شرافت ساوه

باسلام معرفی سایت مردم نهاد ساوه -موسسه خیریه همای رحمت -موسسه علی ابن ابیطالب ع