دنیا ..تا ..دنیاست....

دنيا ....تا ....دنياست ......

 

 از کوچه مون به خونمون يک راه باريکي

 وقتي ميخوام برم خونه ظلمت و تاريکي

 در آن تاريکي شب وقتي قدم ميذارم

 عذاب مردنم را بياد خود ميارم

 نه نه حالا زوده نا اميد بشم من

 تا دنيا دنياست عاشقم من

 رفته اما مانده خاطراتش

 بخدا هرجاست عاشقم من

 حالا که پرده از اسرار دلم برداشتم

 به شما راست ميگم بخدا راست ميگم

 هر چه از گذشته ها و زندگي مانده برام

 بشما راست ميگم بخدا راست ميگم

 روبروي خونمون پنجره اي رو به خدا بود يه روزي

 ناگهان يه روز ديدم اون پنجره با گل و خاک بسته شده

 بسکه اون بالا نگاه کرد چشمام

مژه هام دانه دانه خسته شده

 نه نه حالا زود من نا اميد بشم من

 تا دنيا دنياست عاشقم من ..............................

 

/ 1 نظر / 11 بازدید
وهاب

سلام.خوبی زيبا بود...آپم منت بزار يه سر بزن.شاد باشی