بایدها و نبایدها در راه سعادتمندی زندگی الزامیست ؟

بایدها و نبایدها در راه سعادتمندی زندگی الزامیست ؟

"شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی والفرقان" با سلام و احترام پیشاپیش حلول ماه مبارک رمضان ماه ضیافت الهی و نزول قرآن و ماه ابراز بندگی بر همه مومنان و شما و بازدیدکنندگان محترمتان مبارک باد.

انسان موجودی است اجتماعی که برای شکوفایی توانایی ها و رفع نیازمندی های خود ناگزیر باید در جامعه زندگی نماید؛ چرا که رشد و تکامل و ترقّی او در زمینه های فردی و اجتماعی بسته به گذران زندگی در اجتماع است. انسان هرقدر که با استعداد و نیرومند باشد، به دور از جامعه نمی تواند به رشد و کمال لازم خویش نایل گردد. حتی بسیاری از ویژگی های اخلاقی مربوط به قوه نفسانی مانند زهد و تقوا و صبر و پارسایی در ظرف اجتماع و برخورد با دیگران، بیشتر قابل ترقّی و تکامل است تا زیستن در گوشه تنهایی. از این رو، انسان ناچار باید در جامعه ای زندگی کند که بر اساس نیازهای اولیه او تشکیل شده است. 

طبیعی است که زندگی اجتماعی شرایط خاص خود را دارد و برای ساماندهی رفتارهای فردی و گروهی افراد موجود در اجتماع می بایست قوانین و مقرراتی وضع گردد که بر اساس آن، از بروز هرگونه هرج و مرج و بی نظمی در جامعه جلوگیری شود. توصیه ها و دستورالعمل های اخلاقی بزرگان اخلاق که به شکل غیررسمی وضع و به عموم مردم ارائه می گردند، از این قبیل مقرراتند؛ دستوراتی که تأثیر آن ها در اصلاح رفتار و تربیت افراد جامعه و همچنین برقراری نظم و انضباط اجتماعی، به مراتب بیشتر و عمیق تر از قوانین رسمی کشورهای دینی است. مردم به خاطر عقیده ای که در گذشته و حال نسبت به علمای دین داشته و دارند. گفتار ایشان را با جان و دل می پذیرند و بدان عمل می کنند. اما قوانین رسمی کشورها، چون از مراکز قدرت صادر می شوند، در مقام اجرا با تحمیل و اجبار همراهند و اغلب مردم از روی ناچاری به آن ها تن در می دهند. 

آدمى در طول تاریخ حیات اجتماعى خویش، علاوه بر قوانین حاکم بر طبیعت و نظام جهان، براى خویش حریمها و قانونهایى بنا نهاده است که بازگشت آنها به عنصر اندیشه و خرد است. انسان در پرتو خرد خویش به صورت طبیعى و منطقى، نخست هستها را درک مى کند و به عینیتها توجه می نماید و پس از این شناخت است که قوانین و بایدها و نبایدهایى را در قلمرو زندگى فردى و اجتماعى خود در نظر گرفته، خود و دیگران را بدانها پایبند مى شناسد.

باید و نباید ها، صورت مجازی حسن و قبح هستند. عقل باید و نباید ندارد، بلکه این که گفته می شود «عقل می گوید باید از شرع اطاعت کرد» یا «عقل می گوید از ظلم باید پرهیز کرد»، همه مسامحه است و معنای آن این است که عقل فاعل این امور را مدح یا ذم می کند و در واقع مفاد آن ها این است که «اطاعت از شرع حسن است» و «ظم قبیح است»

توضیح: رابطه بین انسان و افعال او به دلیل اختیار، رابطه امکانی است، یعنی صدور فعل از انسان ضرورت ندارد. از طرف دیگر انسان برای رسیدن به پاره ای از اهداف و غایات خود باید افعال خاصی را انجام دهد؛ به طور مثال، برای تأمین نیاز بدن و سیر شدن باید غذا بخورد؛ پس ضرورت دارد رابطه امکانی بین انسان و افعال اختیاری او از حالت امکانی به حالت ضرورت تبدیل شود تا انسان فعل را انجام دهد. اینجا است که انسان به یک جعل و قرار داد دست می زند؛ یعنی رابطه بین خود و افعال خود را که رابطه امکانی است، با جعل و ضرورت به رابطه ضرور تبدیل می کند و جعل یک ضرورت می کند و به تعبیر دیگر رابطه امکانی بین خود و فعل خود را (مثل غذا خوردن) مجازاً مصداق رابطه ضرور قرار می دهد؛ چنان که «انسان شجاع» را که مصداق واقعی انسان است، به طور مجازی، مصداق شیر قرار می دهد.

«باید و نباید» ضرورت بالقیاس الی الغیر است؛ همچون ضرورتی بین غذا خوردن و سیر شدن که علت و معلول هستند و بین هر علت و معلولی ضرورت بالقیاس الی الغیر برقرار است؛ یعنی بالقیاس به معلول علت ضروری الوجود و بالقیاس به وجود علت، معلول ضرورت وجود دارد؛ پس باید به عدالت رفتار کرد، بیانگر این است که بالقیاس به رسیدن به کمال مطلوب عدالت ضرورت دارد یا «بایدمجرم را مجازات کرد»، بیانگر این جمله است که «بالقیاس به امنیت اجتماعی مجازات مجرم ضرورت دارد» در این نظریه، ضرورت جعل نمی شود بلکه کشف می شود و فهم باید و نباید ها فهم واقعیت ها است .

غذا خوردن باعث سیر شدن است ( تامین نیازمندی های بدن)

تامین نیازمندی های بدن مطلوب انسان است

غذاخوردن باعث به دست آمدن مطلوب انسان است.

این همه، بدان معنى نیست که:انسان همواره در شناخت هستى و عینیتهاى جهان و زندگى خود، به حقیقت راه یافته باشد.

در تنظیم قوانین و بایدها و نبایدها همیشه تابع خرد و شناخت باشد.در پایبندى به بایدها همواره بر هستها و معرفت درست تکیه داشته باشد. بلکه بدون این که بر سه زمینه یاد شده، تأکیدى داشته باشم، تنها در صدد بیان این نکته هستیم که (شناخت هستى و هستها) و (قانونمدارى و قانونگـذارى) از لوازم زنـدگى انســـان است و اکنون در این نوشته برآنم تا بدانیم میان این دو مقوله انسانى، چه مناسباتى وجود دارد. آیا انسان، بایدهاى اخلاقى را از هستها نتیجه مى گیرد، یا ارتباطى میان هستها و بایدها نمى شنــاسد و در صورتى که ارتبـاطى میـان هست و باید وجود داشته باشد، این ارتباط از نوع نتیجه گیرى منطقى است، یا در چهارچوب قواعد منطقى نمى گنجد.به تعبیر دیگر: آیا بایدهاى مربوط به اخلاق، فقه، سیاست و به طور کلى (بایدهاى ایدئولوژیک) را مى توان از (هست) هاى مربوط به حوزه (جهان بینى) نتیجه گرفت یا خیر؟ آیا مى توان گفت که (خدا هست) پس (باید او را پرستش کرد) ، (خدا نعمت دهنده است) پس (باید شکرگزار او باشیم)

اگر ما در زمینه مسائل مربوط به جهان بینى و هستى شناسى یک رشته قضایاى بدیهى را داریم که بدون اعتماد برآنها قادر بر نیل به شناخت جهان و کشف حقایق هستى نیستیم، همچنین در زمینه مسائل مربوط به ایدئولوژى نیز یک رشته داوریهاى بدیهى و بایدها و نبایدهاى کلى و ما دى داریم که عقل و فطرت انسان برصحت آنها گواهى مى دهد.

با توجه به همین بایدهاى کلى و بدیهى عقلى است که بایدهاى شرعى نیز الزام آور مى شوند. مثلاً مى گوییم (باید به دستورات الهى عمل نمود) اگر چه پیدایش این باید، به دنبال اثبات وجود خداست و این باید، متفرع بر این (هست) مى باشد، لیکن نقش این هست در این استنتاج، تعیین موضوع است و این جمله (باید از خدا اطاعت کرد)، برخاسته از یک اصل عقلى بدیهى است و آن اینکه شکر منعم پسندیده و لازم است .

بایدها و نبایدهای اجتماعی؛اسلام کامل ترین دینی است که توجه ویژه ای به مسائل اجتماعی داشته و هیچ شأن از شئون بشری را مهمل نگذاشته، بلکه همه ابعاد زندگی بشر را از آغاز تا انتها در تمامی صحنه ها بیان کرده است. نخست باید اعمال انسان ها را دسته‌بندی کنیم تا گستره و دامنه اعمال آدمی را دریابیم. در عین حال، بدانیم که اسلام هیچ عمل کوچک و بزرگ آدمی را بدون حکم نگذاشته و به بیان همه آن ها پرداخته است. آن گاه خواهیم دید که اسلام روح اجتماع را به نهایت درجه امکان با احکام و اخلاق دینی درآمیخته است. 

البته ارزش ها و ضدارزش های اجتماعی در اسلام فراوانند و رعایت آن ها بر هر مسلمانی واجب و لازم است؛ چرا که نظام اجتماعی سالم و مطلوب در صورتی شکل می گیرد که مردم داخل آن نظام به بایدها ونبایدهای اسلامی متعهد و پای بند باشند. اخلاق فردی در اسلام به گونه ای با آداب اجتماعی گره خورده است که از نظر فردی ممکن نیست انسان به تکامل برسد، مگر اینکه در زمینه اخلاق اجتماعی رشد لازم را کرده باشد. بنابراین، اگر ارزش های فردی و اجتماعی در جامعه رعایت شوند، آن گاه وحدت واقعی مردم محقق و سعادت دنیا و آخرت آنان تأمین می گردد.

تردیدی وجود ندارد که عدالت کاربرد وسیعی در زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد و تمامی ابعاد حیات او را در برمی گیرد. حیات خانوادگی، سیاسی ـ اجتماعی و محیط آموزشی و فرهنگی، همه تحت تأثیر عدالت قرار گرفته و در سایه آن، هر فرد و نهادی به حق و حقوق خود می رسد. عدالت اجتماعی یعنی «رعایت حقوق افراد و اعطای حق به صاحب حق»؛ یعنی در جامعه ای که حقوق افراد و گروه ها رعایت گردد، عدالت اجتماعی برقرار است. شاید این مفهوم برداشتی باشد از کلام امام علی (علیه السلام) که فرمود: «العدل وضع الامور مواضعها»؛عدالت هر چیزی را در جای خود می نهد. «عدالت عبارت است از بازداشتن خود از ستم به مردمان و دفع ظلم دیگران به قدر امکان از ایشان و نگاه داشتن هر کسی را بر حق خود.»

بایدها و نبایدهای گفتاریبخش دیگر از دستورات اخلاقی مربوط به زبان و گفتار است. در این زمینه نیز دستوراتی وارد شده اند و محدودیت هایی را برای سخن گفتن و گوش دادن به آن وضع کرده اند. از آن رو که زبان از اعضای بسیار مهم و حساس انسان است و تنها وسیله ای است که انسان می تواند از طریق آن افکار و اندیشه هایش را ابراز و با دیگران ارتباط برقرار نماید، قوانین و مقرراتی نیز در شرع نسبت به زبان جعل شده و در مورد به کارگیری آن، وظایفی بیان گردیده که نمی توان از آن تجاوز کرد.

بایدها و نبایدهای مالیبرخی از بایدها و نبایدهای اسلام مربوط به امور مالی و اقتصادی جامعه است که در اداره معیشت و گذران زندگی مردم بسیار مؤثرند. علمای اخلاق در زمینه مسائل مالی دستورات و توصیه های فراوانی دارند که مردم را به اکتساب فضایل اخلاقی در این باب دعوت و از رذیلت های مربوط به آن برحذر می دارند.

قرآن و مسأله (باید و هست ) هرچند نمى توان انتظار داشت که نگاه قرآن به مسأله (باید و هست) مانند نگاه متکلمان یا فلاسفه اخلاق باشد، زیرا رسالت قرآن، پرداختن به مقوله هاى معرفتى و عملى در خور کتابى آسمانى است و مجال آن ندارد که دغدغه هاى ریز تجربى بشر را به صورت موضوعى مورد دا ورى قرار داده باشد.

بنابراین اساساً بحثى تحت عنوان (رابطه باید وهست) را در قرآن به طور مستقیم و صریح نمى توان یافت، ولى از لابه لاى مطالب قرآنى مى توان نمونه هایى یافت که نظریه گسست منطقى باید و هست را مورد تأیید قرار دهد و براساس آن نظریه سخن گفته باشد، یا به عکس، نظریه نشأت یابى بایدها از هست ها را بنمایاند.علاوه براین، مطالعه کتابهاى آسمانى به ویژه قرآن که کاملترین آنها است ـ این باور کلى را شکل مى دهد که مهم ترین هدف ، ارائه هستى شناسى و جهان بینى درست و واقعگرا و تبیین قوانین و وظایف و مسؤولیت پذیرى انسان (ایدئولوژى) است.

اکنون، اگر مسأله باید وهست را این گونه مورد بررسى قرار دهیم، تردید نخواهیم داشت که شناخت ما از هستها و یا تفسیر ما از یک هست، به طور طبیعى و ضرورى، به یک یا چند باید خاص منتهى مى شود و هرگاه این شناخت واین تفسیر تفاوت یابد، مى تواند بایدهاى گوناگون و ناهمسازى را به دنبال داشته باشد

بایدهاى نشأت یافته از ایمان به توحید هر چند در برخى از آیات قرآن، پس از طرح توحید و هستى شناسى توحیدى، هیچ بایدى برآن استوار نشده است، اما در برخى دیگر از آیات به روشنى این تفریع دیده مى شود و هر چند این ترتب و تفریع، حکایت از یک استنتاج مربوط به قضایاى منطق صورى نداشته باشد، اما نوعى ترتیب طبیعى را مى رساند .(اننى أنا الله لا اله الا أن، فاعبدنى و أقم الصلاة لذکرى) طه/ 14) اى موسى منم، من الله. معبودى که جز من معبودى نیست، پس مرا پرستش کن و به یاد من نماز برپا دار.

دراین آیه، مسأله پرستش و اقامه نماز به عنوان یک باید، مترتب است بر یگانگى معبود که یک هست به شمار مى آید. برخى دیگر از آیات قرآنى دراین زمینه و با همین لحن وجود دارد مانند: انبیاء/ 25 ، مریم/ 65 ، یونس/ 3 ، غافر/ 13 ، انعام / 101 تا 103، مریم/ 36، زخرف / 43، انعام / 153 و 155، انبیاء /92، حج / 1، هود/ 123.

آیه اى دیگر: (ألم تر أن الله یسجد له من فى السموات و من فى الأرض و الشمس و القمر والنجوم و الجبال و الشجر و الدوابّ و کثیر من الناس و کثیر حقّ علیه العذاب ومن یهن الله فماله من مکرم) حج/ 18 و 19
آیا ندانستى که خداست که همه آنچه در آسمانها و در زمین اند، و خورشید و ماه و ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و بسیارى از مردم براى او سجده مى کنند، و بسیارى هستند که عذاب بر آنان حتمى شده است. و هر که را خداوند خوار کند، او را گرامى دارنده اى نیست.

دراین آیه، نخست، واقعیتى موجود، با عنوان (تسبیح همه موجودات براى خداوند) مطرح گردیده است و سپس کسانى که ازاین واقعیت جارى و ازنظام هستى که سر به فرمان آفریدگار خویش دارند، درس نیاموخته و به تسبیح آفریدگار رو نیاورده اند و از این ضرورت رو بر تافته اند، مورد ملامت قرار گرفته و سرزنش شده اند. یعنى آن هست، مى طلبد که انسان نیز به عبادت خداوند و تسبیح و تنزیه او روى آورد . (أفغیر دین الله یبغون و له أسلم من فى السموات و الأرض طوعاً وکرهاً و إلیه یرجعون) آل عمران/ 83

آیا جز دین خدا را مى جویند؟ با این که هر که در آسمانها و زمین است، خواه ناخواه، سر به فرمان او نهاده است، و به سوى او بازگردانیده مى شود.
دراین آیه نیز (له أسلم من… )به عنوان یک هست، دلیل این باید قرار گرفته که: تنها از دین خدا باید پیروى شود.

آیاتى نیز هستند که با تکیه بر خالقیت، مالکیت و رازقیت و… خداوند عناصرى از احکام و اخلاق و یا عناصر عام تر ایدئولوژیک را مطرح کرده اند، مانند آیه هاى: مؤمنون / 84 تا 90، یونس/ 31 و 32، زمر/ 6، یس/ 22و نساء/ 172.
فرمان به دین گروى، پس از ارائه هستى شناسى دسته اى دیگر از آیات، آنهایى هستند که پس از بیان حقایق جارى در جهان، به گونه اى مستقیم انسانها را به دین گروى، ایمان، عبادت یا انفاق و… امر مى کند.آیاتى از سوره مبارکه روم (20 تا 31) نمونه اى بسیار روشن از این دسته آیات هستند، از آن جمله مى خوانیم(کذلک نفصل الآیات لقوم یعقلون. بل اتبع الذین ظلموا أهوائهم بغیرعلم فمن یهدى من أضلّ الله و مالهم من ناصرین. فأقم وجهک للدین حنیفاً…. و اتقوه و أقیموا الصلوة و لاتکونوا من المشرکین) روم/ 28 تا 31این گونه، آیات خود را براى مردمى که مى اندیشند، به تفصیل بیان مى کنیم، بلکه کسانى که ستم کرده اند، بدون هیچ گونه دانش، هوسهاى خود را پیروى کرده اند. پس آن کسى را که خدا گمراه کرده چه کسى هدایت مى کند؟ و براى آنان یاورانى نخواهد بود. پس روى به دین آورده در حالى که حق گرا و جویاى حق باشی… و ازاو پروا بدارید و نماز را برپا کنید و از مشرکان نباشید

آیات: روم / 37 و 38، تغابن/ 1 تا 8 ، حدید/ 1 تا 7 و … نیز در این زمینه قابل استشهاد هستند.

نتیجه روش قرآن در استدلال، مانند روش معمول و متعارف خردمندان و مخاطبان بشرى است. در بسیارى از بیانها و استدلاله، بخشى از قضیه را به درک و فهم مخاطب وا مى نهد. چنانکه وقتى در عرف عاقلان گفته مى شود: (این راه خطرناک است، باید از گام نهادن در آن پرهیز کرد).

 

آدم های بزرگ در باره ایده ها سخن می گویند

آدم های متوسط در باره چیزها سخن می گویند

آدم های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند

 

آدم های بزرگ درد دیگران را دارند

آدم های متوسط درد خودشان را دارند

آدم های کوچک بی دردند

 

آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند

آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند

آدم های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند

 

آدم های بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند

آدم های متوسط به دنبال کسب دانش هستند

آدم های کوچک به دنبال کسب سواد هستند

 

آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند

آدم های متوسط پرسش هائی می پرسند که پاسخ دارد

آدم های کوچک می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند

 

آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند

آدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستند

آدم های کوچک مسئله ندارند

 

آدم های بزرگ سکوت را برای سخن گفتن برمی گزینند

آدم های متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند

آدم های کوچک با سخن گفتن بسیار، فرصت سکوت را از خود می گیرند

 

 

آرزوی توفیق ، سربلندی و سعادتمندی برای تمامی دوستان عزیز  و گرامی را دارم ....در پناه حق باشید هر کجا باشید خدا با شما ست... .التماس دعا

/ 1028 نظر / 100 بازدید
نمایش نظرات قبلی
منتظر

بسم الله الرحمن الرحیم[گل] اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم[گل] السلام و صل الله علیک یا ابا عبدالله الحسین [گل] از عــــرش ... از میــــــــان حسینـیـه خــــدا آمـــد صــــدای نالـــه (( حـی علــی العـزاء )) جمــــع ملائکـه همـــه گریــــان شـدند و بعد گفـتنـد تسـلـیــت همـــه بر ســـــاحت خــدا جبریل بال خـــدمت خـــود را گشـــود و گفت یارب اجــــازه هست شــوم فرش این عــزا ؟ آدم زجنـــت آمــــــد و نالـــه کنــــان نشست در بـزم استـجــــــابـت بـــی قـیـد هــر دعـــا او کـه هــزار بــار به گــــــریــه نشستـــه بود یک (( یا حسین)) گفت و همان لحظه شد به پا آری تمــــــام رحمــت خـــود را خــدا گرفت... گستــــرد بر محـــــرم این اشـک و گریـــه ها آنگاه گفت: روضـــه بخـــوان (( ایها الرسول )) جــــانـم فــــدای تشنـــــه لب دشــــت کربلا *********** روضـــه تمـــام گشــت ولی مـــادری هنـــوز آیــد صــدای گریـــه اش از بین روضـــــــه ها ................ با سلام و احترام ، درخدمتیم ، التماس دعا[گل]

محمدعلی رضایی

يقين دارم ز قرآن سر بريدند هم از دين هم ز ايمان سر بريدند اگر چه آب مهر مادرت بود تورا با کام عطشان سر بريدند .------------------------------------------------------------- با سلام وعرض تسلیت ایام شهادت سالار شهیدان امام حسین (ع) امید وارم عزاداری هایتان مورد قبول درگاه احدیت واقع شود واینکه در حالات خوشتان این آشنای نتی خود را هم یادی کنید التماس دعای فراوان

مسافر88

سلام علیکم ایام بر شما تسلیت خوب می دانم عطش آب نبود در خیمه ها شاید عطش بصیرتی بود برای قومی که نمی دانستند با فرزند پیامبرشان در جنگند برای سپاه سیاهی که بهشت مجسم را نمی دیدند و به دنبال بهشت بودند... تشنه جرعه ای بصیرتم پهلوان! اللهم صل علی محمدو آل محمدو عجل فرجهم التماس دعا

منتظر

بسم الله الرحمن الرحیم[گل] اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم[گل] السلام و صل الله علیک یا مظلوم ، یاابا عبدالله الحسین[گل] سلام و تسلیت برقلب شرحه شرحه منتقم خون پاک ثار الله(ع) و عزادران در رکاب حضرت ولیعصر ، مهدی صاحب الزمان(عج) سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی(عج) به چشم کاسه خون و به شال ماتم مـهـدی(عج) از زمین تا آسمان آه است ، می دانی چرا ؟ یک قیامت گریه در راه است ، می دانی چرا ؟ بر سر هر نیزه خورشید یست یک ماه تمام بر سر هر نیزه یک ماه است ، می دانی چرا ؟ اشهد ان لا... شهادت ، اشهد ان لا ... شهید محشر الله الله است ، می دانی چرا ؟ یک بغل باران الله الصمد آورده ام نوبهار قل هوالله است ، می دانی چرا ؟ راه عقل از آن طرف ، راه جنون از این طرف راه اگر راه است ، این راه است ، می دانی چرا ؟ از رگ گردن بیا بگذر ، که او نزدیک توست فرصت دیدار کوتاه است ، می دانی چرا ؟ از کجا معلوم شاید ، ناگهانت برگزید !! انتخاب عشق ناگاه است ، می دانی چرا ؟ از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد باز اما بهترین ماه است ، می دانی چرا ؟[گل]

یاس

سلام بر شما برادر بزرگوار... عزاداری هاتون قبول درگاه حق... ماه محرم ماه عزای سرور و سالار شهیدان حضرت امام حسین را به شیعیان جهان و شما بزرگوار و خانواده محترم تسلیت می گویم... شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین روی دل باکاروان کربلا دارد حسین می برد درکربلا هفتاد دو ذبح عظیم بیش ازین حرمت کوی منا دارد حسین استاد شهریار ای حسین!... گرچه در آن «نینوا» نای حقیقت گوی تو را بریدند، امّا ... نوای «حق، حقِ» تو در تاریخ، همچنان ماندگار شد و جاودانه ماند.... با دل آسمانی تان برای ما جا مانده ها هم دعا بفرمایید... در پناه حق...

منتظر

بسم الله الرحمن الرحیم[گل] اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم[گل] سلام الله علی الحسین(ع) و علی علی بن الحسین(ع) و علی زینب کبری(س) با سلام و احترام[گل] شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و یاران با وفایش ، و اسارت آل الله (ع) تسلیت باد. همراه شوید تا با هم در این مصیبت عظمی به وظیفه مان عمل نمائیم[گل]

اعظم سبحانی

الهی ضعیفان را پناهی ؛ قاصدان را بر سر راهی ؛ مومنان را گواهی ؛ چه عزیز است آنکس که تو خواهی! الهی هر که ترا شناسد ؛ کار او باریک و هر که ترا نشناسد ؛ راه او تاریک . الهی توانائی ده که در راه نیفتیم و بینائی ده که در چاه نیفتیم . الهی بر عجز خود آگاهم و بر بیچارگی خود گواهم ؛ خواست خواست توست ؛ من چه خواهم . خواجه عبدالله انصاری [گل]

اعظم سبحانی

آيا كسى كه در دل شب به طاعت خدا و سجده و قيام بسر برد و از آخرت ، هراسناك ، و به رحمت حق اميدوار باشد، با كسى كه در كفر و گناه است يكسان است ؟ زمر آیه ۹ [گل]

ارمیتا

سلام دوست خوبم بازم میگم بی نهایت زیبا بود منم اپ کردم خوشحال میشم سر بزنین همیشه موفق باشین[گل]

راحیل

سلام مطالب جالبی میذارین بااجازتون لینکتون کردم راضی باشید موفق باشید.