آسمان مهربانتر از مهربان

در کلبه ما رونق اگر نيست صفا هست

آسمان مهربا نتر از مهربا ن

 

 روزي پدر خانواده اي بسيار ثروتمند پسرش را با خود به روستايي

 برد تا به او نشان دهد که مردم فقير چگونه زندگي مي کنند آنها

 چند روزي را در مزرعه خانواده اي که تصور ميکردند فقيرند

 گذارندند در بازگشت پدر از پسر پرسيد : چگونه سفري داشتي ؟

 پسر گفت : پربار پدر .

 پدر مجددا پرسيد ديدي که چگونه مردم فقير زندگي ميکنند ؟

 پسر گفت : بله

 پدر پرسيد : پس به من بگو در اين سفر چه ها ياد گرفتي ؟

 پسر گفت : ديدم ما يک سگ داريم و آنها چهار تا و استخر ما فقط

 تا وسط باغچه کشيده شده و جوي خانه آنها انتهايي ندارد و ما در

 باغچه مان فانوس داريم و آنها در شب ستاره ها را و ايوان خانه ما

 مشرف به حياط جلويي است و آنها سرتاسر افق را دارند .و ما تکه

 زميني براي زندگي داريم و آنها مرتع هايي دارند که تا چشم کار ميکند

 ادامه دارد ما مستخدماني داريم که خدمتمان را ميکنند ولي آنها به

 ديگران خدمت ميکنند و ما غذامان را مي خريم ولي آنها غذاشان را

 ميکارند . ما دورمان را ديواري کشيده ايم تا محافظت مان کند و آنها

 دوستاني دارند که محافظت شان ميکنند .

 ما خدا را چگونه مي پنداريم و آنها خدا را چطور درک ميکنند . ما از

 او چه ميخواهيم و آنها فقط سلامتي و شکر نعمت او بجاي آورند.

 زبان پدر بند آمد و پسر در ادامه گفت متشکرم پدر که نشانم دادي ما

 چه اندازه فقيريم .

 تعجب ميکنيد ! اگر بجاي نگراني براي آنچه که نداريم از داشته هايمان

 شاکر مي بوديم .........................

 قدر همه چيزهايي را که داريد بدانيد بخصوص دوستانتان را !!

 

 

 موفق و سر افراز باشيد دوستان ................

 

 

 

 

 

 

/ 2 نظر / 16 بازدید
شراره

سلام.....نعمت های خداوند بیشمارند.من اگر گاهی از وجود این نعمتها غافل می شم برای دوستان خوبی که دارم همواره شاکر و سپاسگزارم.مخصوصا"یکیشون که هم شاعر و هم ورزشکاره یک کلبه ی با صفا هم داره.وب لاگش انقدر خوشگلللللللللللللللللللللله!!!!!!!!!شما هم به اونجا سری بزنید تا ببینید من راست می گم.

matin

سلام..زيبا بود