عشق ما و تصاحب تو .....

او هنوز می خندد

 

عشق ما و تصاحب تو ای عزيز

 عشق ما دهکده ئی است که هرگز به خواب نمی رود

نه به شبان و نه به روز

و جنبش و شور و حيات

يکدم در آن فروغی نمی نشيند

هنگام آن است که دندان های تو را

در بوسه ای طولانی

چون شيری گرم بنوشم

تا دست تو را بدست آورم

از کدامين کوه می بايدم گذشت تا بگذرم

از کدامين صحرا ، از کدامين دريا

می بايدم گذشت تا بگذرم

تا تو عزيز را بدست آورم .................

/ 9 نظر / 9 بازدید
DJ ALITIGER

سلام عزیزم.بازم مثل قبل وبلاگت عالیه.دست نوشته شما هم خیلی جالب هست.خیلی ممنون میشم که من رو بعد از آپ کردن خبرم می کنی.بازم ممنون تا بعد بابای..

هومن

سلام دوست خوبم آقا رضا امیدوارم تعطیلات به شما خوش گذشته باشد نوشته شما خیلی قشنگ بود دست شما درد نکنه و از اینکه خبرم کردی ممنون سبز باش همیشه خوش تیپ

مسعود

سلام باوفا چطوری معلوم بی خبر کجا میری امیدوارم بهت خوش گذشته باشه تابلوی خیلی قشنگ و با مفهومی و نوشته ای جالب موفق باشید

نفيسه

سلام دوست عزيز.....ممنونم که به وبلاگم سر زدی.....شعر زيبايی نوشتی.....موفق باشی...بدرود

شراره

درود بر استاد عزیزم...من قبلا" در مورد این سروده ی زیبای شما نظر دادم.لطفا"به پرسشهای شاگرد حقیرتان پاسخ دهید.1_آیا بین نوشته ها و عکسهای زیبایی که میگذارید رابطه ای وجود داره؟2_او به چه کسی می خندد و چرا؟!!!!!!!!!!!!!! از خدا می خوام این استاد گرامی رو برای دوستدارانش حفظ کنه.الهی آمین.

کمی آزادی

بقول دوستی باز بهار شده است و طبع طبيعت و شعر دست به دست عاشقی ها هر چه می خواهند سر دل های بد بخت بی پناه در می آورند.

azadeh

سلام وسال نو مبارک. شرمنده اگه براتون آفلاين نذاشتم .راستش کامپيوترم ويروس گرفته . بابت نظراتتون ممنون خوش حال شدم . بازم از اين کارا بکن.

azadeh

راستی من خيلی فکر کردم و تصميم گرفتم درسم رو بخونم هفته ديگه می رم دانشگاه مرسی بابت راهنمايتون .

azadeh

می گن زن نباشه غم هم نيست شايد راست گفتن .ولی اين رو هم گفتن زندگی سوختن و ساختن است زندگی تجربه آموختن است.شاد باشي.