برای زیستن در اینجا

فرشته نجات من

براي زيستن در اينجا......

 

چون نيلگونه آسمان رهايم کرد

 

آتش افروختم

 

آتش براي دوستي با او

 

آتش براي ورود به شب زمستاني

 

آتشي براي بهتر زيستن

 

آنچه نور به من بخشيده بود به او دادم

 

جنگلها .. بيشه ها .. گندمزارها .. تاکستانها را

 

آشيانه ها و مرغانش و خانه هاو کليدهايش را

 

حشره .. گلها .. و پوستين و جشن ها را

 

با تنها بخواني شعله هاي گوينده اش

 

و با تنها رايحه گرماي آنها زيستم

 

همچون قايقي که در آب بسته اي غرق گردد

 

بسان مرده عنصر واحدي بيش نداشتم

 

 

 

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
azadeh

زندگی،خام شدن در خم ابروی زمان است...!

matin

سلام..دوست خوبم ..زيبا می نويسی..مرسی که خبرم کردی...در پناه حق باشی

شراره

سلام.... این عکس های قشنگت بیشتر جلب توجه می کنه.پیامبر اکرم بچه ها رو به سه دلیل خیلی دوست داشت.1_به این دلیل که اونها همیشه در حال انجام کار و فعالیتی هستند.2_کودکان هر چه دارند به دیگران می بخشند.3_بچه ها به راحتی گریه می کنند. خودمونیم فرشته ی کو چولوی رضا هم خیلی دوست داشتنیه!