اعتیاد بلایی خانمان سوز ..فرد معتاد بیمار است یا مجرم ....

سلامت و سعادت هر جامعه ای، تا حد زیادى، به وضع خانواده‏هاو کیفیت روابط بین زن و شوهر و والدین و فرزندان بستگى دارد. هر چه روابط بهتر و سالم تر باشد. زندگى شیرین‏تر و با صفاترى دارند و ارتباط صمیمانه تری با خانواده برقرار می کنند و از خطر انحراف مصونیت پیدا مى‏کنند.وابستگى کودکان، نوجوانان و جوانان نیز به خانواده،فوائد زیادى را در بردارد؛ چرا که از انواع مفاسد اخلاقى، اجتماعى، انحرافات جنسى ، ارتکاب جنایت، بزهکارى و اعتیاد ،بیشتر مصون می مانند.

متأسفانه بسیاری از افراد جامعه ، اعتیاد به مواد مخدر را معادل جرم دانسته و فرد معتاد را مجرم می دانند. این مسئله که در افراد معتاد به مواد مخدر میزان جرم و جنایت بیشتر از افراد عادی جامعه است شکی وجود ندارد؛ ولیکن هر فرد معتادی مجرم نیست و بسیاری از موارد جرم در افراد معتاد مستقیماً در ارتباط با مشکل تهیه مواد مخدر و نیاز بدنی و روانی ایشان است. در واقع فردی که مصرف مواد مخدر نیازش را برطرف می کند ؛ یک بیمار روانی محسوب می شود

به دیوار سردر دادگاه تکیه داده و گذشته‌اش را در ذهن مرور می‌کند. گذشته‌ای که زیاد هم دور نیست یک سال پیش برای آغاز زندگی مشترکش آرزوها داشت و حالا بعد از یک سال آمده تا پرونده این زندگی مشترک را برای همیشه ببندد.همیشه خیلی زودتر از آنچه فکرش را بکنی اتفاق می‌افتد. روزی که اولین بار کت و شلوار دامادی‌اش را به تن کرد و به عزم خواستگاری از خانه بیرون رفت دلش چندصدمتر جلوتر از خودش می‌دوید، می‌خواست پر در بیاورد و هر چه زودتر به دختر مورد علاقه‌اش برسد. بالاخره رسیدند، همه‌چیز به خوبی و خوشی تمام شد. کسی مخالف نبود، او با دختری که دوستش داشت سر سفره عقد نشست و پیمان زناشویی بست و تشکیل خانواده داد و حالاتعطیلی شرکت، بیکاری، گوشه وکنایه‌های زنش و… درد دیگری را هم به دردهایش اضافه کرد.اولین بار که با چند نفر نشست تا به اصطلاح دودی بگیرد و غصه‌های زندگی را فراموش کند. چنین عاقبتی را برای خودش متصور نبود. هر روز می‌گذشت و او بیشتر از قبل به این دود لعنتی عادت کرده بود، حالا دیگر کمتر دنبال کار می‌گشت و اصلا برایش مهم نبود که زنش، کسی که بیشتر از جانش دوست داشت.مجبور است برای گذراندن زندگی خود و فرزندش کارگر خانه‌های مردم شود.و بالاخره یک روز همه‌چیز تمام شد. کاخ زندگی یک‌شبه ویران شد. همسرش دیگر نتوانست اعتیاد و بیکاری او را تحمل کند، تنهایش گذاشت و برای همیشه رفت

فرد معتاد به تنهایی در یک کوهستان زندگی نمی‌کند، هر فرد معتاد خانواده‌‌ای دارد که خواه‌ناخواه با مساله اعتیاد او درگیر می‌شوند.

اعتیاد تنها به فرد آسیب نمی‌رساند بلکه با مشکلاتی که ایجاد می‌‌کند اثرات جبران‌ناپذیری بر جامعه می‌گذارد. در حال حاضر بیشترین دلیل طلاق‌ها، اعتیاد یکی از طرفین است که در ۹۰ درصد موارد این مرد است که دچار اعتیاد شده و دیگر نمی‌تواند نیازهای اولیه خانواده‌اش را برآورده کند.

این زنگ خطری است برای جامعه که امروزه شاهد افزایش مصرف مواد بین جوانان امروزی و فروپاشی خانواده‌هاست.سرهنگ سمائی از کارشناسان مبارزه با موادمخدر در این‌باره می‌گوید: امروز مساله موادمخدر شکل مخاطره‌آمیز و کاملا پیچیده‌ای به خود گرفته و در عین حال گسترش جهانی یافته است.اعتیاد به موادمخدر علاوه بر زیان‌های جدی و خطرناک جسمی از قبیل ابتلا به بیماری‌های عفونی واگیردار همچون ایدز، سل، هپاتیت، عوارض و مشکلات عمده اجتماعی و اقتصادی از جمله افزایش جرم‌های مرتبط با موادمخدر همچون جنایت و سرقت، فقر و تکدی‌گری، طلاق و هدررفتن سرمایه‌های کلان مادی کشورها را به دنبال داشته است.

اعتیاد به عنوان یک آسیب و معضل اجتماعی – بهداشتی، اقتصادی و فرهنگی با پیچیدگی‌های خاص خود حاکمیت ملی، امنیت و استقلال کشور ما را تحت تاثیر قرار داده است با توجه به مسائل جنبی آن می‌توان ادعا کرد که ارزش‌های انسانی و هویت ملی ما در معرض خطر و آسیب این آفت بزرگ قرار گرفته است.توجه به آمارها نشانگر این است که رشد روزافزون معتادان در اجتماع رو به قوت دارد. این موضوع که قشر جوان جامعه بیشتر در معرض آسیب و آماج اعتیاد است وظیفه همگان را در موضوع تقابل با این مشکل خطیرتر می‌سازد.

 راستی وظیفه مسوولان و افراد جامعه در قبال این دیو بدسیرت چیست؟

خانواده‌ها و والدین چه وظیفه و مسوولیتی بر عهده دارند؟

دستگاه‌های تعلیم و تربیت چطور؟

 آیا مشکل اعتیاد با دستگیری و به زندان انداختن یا اعدام کردن قابل حل است؟

 آیا اصلا معتاد را باید به چشم یک مجرم گناهکار نگاه کرد؟

 در فرهنگ و جامعه ما پذیرش این امر که اعتیاد نوعی بیماری است، بسیار مشکل به نظر می رسد، ولی اگر از این امر آگاه باشیم که فرد معتاد با مصرف مواد مخدر، سلامت جسمی و روانی خود را به خطر می اندازد، بیمارگونه بودن اعتیاد نیز برایمان روشن تر می شود. خیلی از ما به اشتباه به جای اینکه بیماری اعتیاد را خطرناک بدانیم، خود فرد مصرف کننده مواد را خطرناک تلقی می کنیم و در مواجهه با این افراد، آنها را طرد می کنیم.. در حالی که بسیاری از افراد جامعه، این افراد را طرد کرده و نسبت به آنها خشمگین هستند، ولی روان شناسان و روانپزشکان معتقدند که رها کردن این افراد در آتش این بیماری، وضعیت آنها را بسیار وخیم تر می کند، چون این افراد توانایی تفکر معقولانه و منطقی را ندارند.

این بیماری، یک بیماری اجتماعی است و تا زمانی که جامعه دست به درمان فرد نزند، احتمال بهبودی او بسیار پایین است. گرایش به مواد مخدر، در تمام سطوح سنی و در بین هریک از اقشار اجتماع دیده می شود. استفاده از این مواد در بین نوجوانان و بزرگسالان تاریخچه ای چندین هزار ساله دارد.

در خانواده های مستبد، متخاصم و سهل انگار، موارد اعتیاد بیشتری گزارش شده است. احساس پوچی و  بی حوصلگی و مواجه شدن با مشکلات متعدد زندگی نیز باعث می شود فرد برای گریز از فشارهای زندگی اش به اعتیاد روی بیاورد. علاوه بر همه اینها احساس انزوا، فقدان پذیرش از سوی اطرافیان و داشتن باورهای غلط نسبت به دنیا باعث تخریب ذهن و فکر فرد می شود، تاجایی که برای رهایی و گریز از همه این مشکلات، بهترین و آخرین راه را قرار گرفتن تحت لوای اعتیاد می داند. روان شناسان معتقدند که عوارض و آسیب های روانی اعتیاد بیشتر از عوارض جسمی آن، فرد معتاد را در معرض خطر قرار می دهد. مشکلات شخصیتی از جمله مسخ شخصیت در این افراد، حتی گاهی آنان را به سوی خودکشی و نابودی خود سوق می دهد. علاوه بر این، ازهم پاشیدگی کانون خانواده، مشکلات روحی و روانی اعضای آن، بخصوص کودکان و گرویدن آنها به انواع فسادها و نابهنجاری ها، ازهم گسیختگی شرایط شغلی فرد معتاد و کاهش تمام انگیزه ها و هیجان های ضروری در زندگی، آنان را به سمت نابودی و ویرانی سوق می دهد.

درخصوص افرادی که از نظر اجتماعی رفتار آن‌ها نابهنجار جلوه می‌کند یا از دید قانون‌گذار مجرم تلقی می‌شوند، ممکن است این تصور در جامعه یا ذهن قانون‌گذار ایجاد شود که افراد مزبور باید مشمول مقررات محدودکنندة سخت‌تری از نظر حقوق بشری قرار گیرند. ولی باید بر این تصور خط بطلان کشید؛ چون درباب افرادی که در معرض این نوع طرز تلقی قرار دارند، هرچند جامعه از یک طرف حق اعمال اقدامات محدودکنندة حقوق آن‌ها را داشته باشد، ولی از طرف دیگر تکلیف دارد که آن‌ها را، تا حد امکان، از حقوق بشری محروم نکند. یک دست از این افراد، اشخاصی هستند که جامعه به آن‌ها برچسب اعتیاد می‌زند. این برچسب، صرف نظر از محدودیت‌هایی که قانون‌گذار تحمیل می‌کند، با توجه به نگرش منفی جامعه به این افراد، فی‌نفسه محدودکننده است. و وقتی که تضییقات قانونی بر آن اضافه می‌شود محدودیت‌ها مضاعف می‌شوند.

برای انسان، فی‌نفسه و به عنوان بشر حقوقی به رسمیت شناخته شده است. این حقوق صرف‌نظر از ویژگی‌هایی که بر انسان عارض می‌شود و حتی صرف نظر از ویژگی‌های طبیعی که با تولد همراه انسان می‌شود، (مثل نوع رنگ پوست و مو و سایر ویژگی‌های جسمانی) و ویژگی‌های مربوط به روحیات انسان مثل مسائل مربوط به نوع مذهب و عقائد، به لحاظ انسانیت انسان در کانون توجه قرار می‌گیرند.انسان‌ها در برابر موضوعاتی که در اطراف آن‌ها جریان دارد واکنش‌های یکسانی از خود نشان نمی‌دهند. هر کس متناسب با روحیاتش و شدت و ضعف شخصیتش واکنش نشان می‌دهد. در این میان، موضوعاتی که معمولاً توسط اکثریت افراد جامعه ناپسند و نابهنجار و در حالت فراتر آن مجرمانه تلقی می‌شوند و موضوع بحث اخلاق، جامعه‌شناسی و حقوق کیفری قرار می‌گیرند، بیش‌تر توجه جامعه را جلب می‌کنند و افراد خاطی ترسیم شده از اصول را در معرض واکنش اجتماعی قرار می‌دهند.واکنش اجتماعی نیز متناسب با درجة اهمیتی که جامعه برای عمل مزبور قائل می‌شود و برحسب تلقی جامعه مربوطه از آن عمل متفاوت است

یکی از مواردی که نوعاً در جوامع معاصر به عنوان عملی ناپسند، نابهنجار و در برخی جوامع مجرمانه قلمداد می‌شود، اعتیاد است .

تردیدی نیست که مصرف مواد مخدر، که می‌تواند زمینه‌ساز بروز رفتارهای آسیب‌زا و حتی مجرمانه در فرد، خانواده و جامعه شود، خود معلول عوامل و شرائطی است که بدون در نظر گرفتن آن‌ها امکان شناخت دقیق و صحیح معضل اعتیاد و یافتن راه‌حل‌هایی برای رویارویی با آن امری عبث می‌نماید.» نکتة بحث‌کردنی دیگر نوع برخورد جامعه با معتاد است و نکتة دیگر خدماتی است که جامعه پس از اعتیاد برای معتاد فراهم می‌کند تا از اعتیاد خلاصی پیدا کند

اعتیاد را وابستگی جسمانی و روانی فرد به مواد مخدر، که ترک آن برای فرد مبتلا سخت باشد، تعبیر می‌کنند. توضیح آن‌که، فرد با مصرف مواد مخدر به احساس لذت دست پیدا می‌کند و با توجه به این که بدن فرد در اثر مصرف ماده مخدر مقاوم می‌شود و حساسیت سابق را ندارد برای ایجاد حساسیتی که مقدار سابق برای او ایجاد لذت کند، لازم است فرد گرفتار به مرور زمان بر میزان مصرف بیفزاید. در اثر استمرار مصرف، یک نوع وابستگی جسمی و روحی ایجاد می‌شود، به نحوی که امکان ترک مصرف رفته‌رفته برای فرد، که به حالت اعتیاد رسیده، سخت می‌شود. فردی که به چنین حالتی رسیده باشد معتاد نامیده می‌شود. در این‌ که اعتیاد یک نوع بیماری است یا نه بحث‌های علمی مختلفی صورت گرفته است و عقیده رایج بر آن است که اعتیاد نوعی بیماری است. و گفته می‌شود که «باتوجه به نتایج به دست آمده از مطالعات و تحقیقات، اعتیاد به‌طور کلی و آشکارا در اثر تغییرات ساختاری و کارکردی مغز ایجاد می‌شود. بنابراین، می‌توان گفت : که اعتیاد بطور قطع و یقین یک بیماری مغزی است»

ولی به نظر می‌رسد تعبیر دقیق‌تر آن باشد که معتاد را بیمار بنامیم نه اعتیاد را بیماری. توضیح آنکه فرد به خاطر ناراحتی‌هائی که دارد و برای تسکین آلام جسمی یا روحی خود و به تصور غلط مبنی بر این‌که استعمال مواد مخدر آلام وی را خواهد زدود و یا تصور این‌که مصرف مواد مخدر باعث ایجاد شادی و نشئگی در وی خواهد شد، دست به استعمال مواد مخدر می‌زند. ابتدای مصرف نیز این نیازها برآورده می‌شود ولی بر اثر مرور زمان و با ایجاد وابستگی روحی و جسمی فرد نسبت به مواد مخدر معتاد می‌شود. لذا می‌توان گفت چنین شخصی بیمار است و با استعمال مواد مخدر، اعتیاد بر وی عارض می‌شود. چنین شخصی، که دچار ناتوانی می‌شود، ذهن جامعه را به یکی از عناوین عمل ناپسند» نابهنجار» و یا «مجرم» جلب می‌کند. با توجه به این‌که در غالب جوامع اعتیاد به عنوان جرم یا عمل نابهنجار تحت بررسی قرار گرفته و تنها در اندک کشورهایی به عنوان عملی عادی بدان نگاه می‌شود لازم است حقوقی را که یک معتاد به عنوان انسان از آن برخوردار است بررسی کنیم.

آگاه ساختن مردم از عواقب و عوارض سوء مصرف مواد مخدر از حقوق اجتماعی مردم جامعه و از حقوق بشری افرادی از این جامعه است که بعداً دچار اعتیاد می‌شوند. عبارت معروف » پیش‌گیری بهتر از درمان است» مبین این امر است که اگر آموزش‌های لازم در زمینة آثار سوء مصرف مواد مخدر که منجر به اعتیاد می‌شود در اختیار افراد جامعه قرار گیرد، درصد اعتیاد پایین می‌آید

افزایش آگاهی و اطلاعات اقشار مختلف جامعه درباب خطرهای ناشی از مواد مخدر و ایجاد نگرش منفی در آنان نسبت به مصرف مواد مخدر، آموزش مهارت‌های سازگاری و امتناع در کودکان و نوجوانان، افزایش مهارت‌های تربیتی والدین، ارائه و ایجاد برنامه‌ها و فعالیت‌های سالم برای ارضای نیازهای اجتماعی و روانی نوجوانان و جوانان، شناسایی افراد در معرض خطر و اقدامات مداخله‌ای و مشاوره‌ای لازم، کاهش عوامل استرس‌زای خانوادگی و محیطی در کودکان و نوجوانان و در نهایت شناسایی و درمان و بازپروری معتادان به مواد مخدر» را از جمله برنامه‌های آموزشی است که دولت‌ها مکلف به انجام آن‌ها هستند

آموزش و آگاهی دادن به مردم درخصوص عوارض سوء مصرف مواد مخدر نیز مانند شمشیر دولبه می‌ماند: از یک طرف اطلاع و آگاهی حق افراد جامعه است؛ زیرا افرادی که با محرومیت از آموزش، دچار اعتیاد شده‌اند اگر آموزش لازم را می‌دیدند دچار اعتیاد نمی‌شدند. از طرف دیگر تالی فاسدی به دنبال دارد و آن این که آموزش خطرات استعمال مواد مخدر در دوره‌های آموزشی پایین‌تر، ممکن است این خطر را به دنبال داشته باشد که برخی افراد که شاید اصلاً به دلیل عدم آگاهی از وجود ماده‌ای به نام مخدر به فکر استعمال آن نباشند با آگاهی از وجود ماده مخدر و برای ارضای حس  کنجکاوی خود درصدد استعمال برآیند.

/ 275 نظر / 53 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهاره ¸.•ُ قصــرعشـــق ُ•.¸

¤•----•¤[گل]¤•----•¤[گل]¤•----•¤ ســلام دوست [گل] قصـــرعشـــق به روز شد [گل] منتظــر حضورتم [گل] شاد باشي ¤•----•¤[گل]¤•----•¤[گل]¤•----•¤

درنا

سلام اقا رضا خوبی؟ خیلی وقت بود ازت خبری نداشتم گفتم بیام خدمتت یه عرض ادبی بکنم خدا کنه هیچ کس تو دنیا به هیچ چیز معتاد نشه همه جور اعتیاد بده ما رو هم دعا کنی یاعلی

•*¤*• نازنین •*¤*•

میدونی بهترین دوست کیه؟ اونی که اولین قطره اشکتو می بینه دومیشو پاک میکنه و سومیشو تبدیل به خنده میکنه ºஜ๑[گل]¤ºஜ๑ [گل]ºஜ๑[گل]¤ºஜ๑ [گل]ºஜ๑[گل] [گل]ــــــــــ ممنون از حضور پرمهرت ــــــــــــ[گل] ºஜ๑[گل]¤ºஜ๑ [گل]ºஜ๑[گل]¤ºஜ๑ [گل]ºஜ๑[گل]

•*¤*• نازنین •*¤*•

بیقرار دلی باش که بیقرارت باشد آشفته حال دلی باش که آشفته حالت باشد چشم انتظار چشمی باش که نگرانت باشد عاشق قلبی باش که هواخواه تو باشد

•*¤*• نازنین •*¤*•

همیشه این گونه بوده است: او که میرود ، او که برای همیشه می رود آنقدر تنها می شوی که نام روزها را فراموش میکنی ، از عقربه های ساعت میگریزی و هیچ فرشته ای به خوابت نمی آید.

بارانی

سلام .امیدوارم حال شما خوب باشه . با یک شعر در رابطه با ارزوها چشم به راه حضور گرم شما هستیم و همچنین نظرات با ارزش شما. بای

بارانی

سلام .امیدوارم حال شما خوب باشه . با یک شعر در رابطه با ارزوها چشم به راه حضور گرم شما هستیم و همچنین نظرات با ارزش شما. بای

•*¤*• نازنین •*¤*•

---••*´NAZANIN`*••--- من با عشق تو را صدا کردم ---••*´NAZANIN`*••--- صدایت می زنم گوش بده قلبم صدایت می زند [گل] .♥.•'´[گل]¤¯`°•.¸ **¤>فریاد عشق »¤** ¸.•°´¯¤[گل] .♥.•'´[گل] .♥.•'´[گل] [گل]ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ ســــــــــلام خوبی؟[گل] [گل]ــــــــــــــــــ وبــــلاگ فریـــــاد عشـــــــق بـــه روز شـــــد[گل] [گل]ــــــــــــــــــــــــــــ منتــــظر حضــــور پـــرمهرتــــم[گل] [گل] .♥.•'´[گل]¤¯`°•.¸ **¤>فریاد عشق »¤** ¸.•°´¯¤[گل] .♥.•'´[گل] .♥.•'´[گل]

فرشته

با سلام و عرض ارادت واقعا مطالب وبلاگتون زیبا و آموزنده هستند از اینکه با حضور در کلبه تنهایی من مرا سرافراز نمودید ممنونم همیشه سر بزنید موفق و کامروا باشید